حكيم ابوالقاسم فردوسى
83
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
[ ترا با جهان آفرين نيست جنگ * كه از چه سياه و سپيدست رنگ ] [ كنون كم جهان آفرين پروريد * به چشم خدايى به من بنگريد ] [ ابا گنج و با تخت و گرز گران * ابا راى و با تاج و تخت و سران ] [ نشستم بكابل بفرمان تو * نگه داشتم راى و پيمان تو ] [ كه گر كينه جويى نيازارمت * درختى كه كشتى ببار آرمت ] ز مازندران هديه اين ساختى * هم از گرگساران بدين تاختى كه ويران كنى خان آباد من * چنين داد خواهى همى داد من [ من اينك بپيش تو ايستادهام * تن بنده خشم ترا دادهام ] [ بارّه ميانم به دو نيم كن * ز كابل مپيماى با من سخن ] سپهبد چو بشنيد گفتار زال * بر افراخت گوش و فرو برد يال به دو گفت آرى همينست راست * زبان تو بر راستى بر گواست همه كار من با تو بيداد بود * دل دشمنان بر تو بر شاد بود ز من آرزو خود همين خواستى * بتنگى دل از جاى بر خاستى مشو تيز تا چارهء كار تو * بسازم كنون نيز بازار تو يكى نامه فرمايم اكنون بشاه * فرستم بدست تو اى نيك خواه سخن هر چه بايد به ياد آورم * روان و دلش سوى داد آورم اگر يار باشد جهاندار ما * بكام تو گردد همه كار ما [ رفتن زال به رسولى نزد منوچهر ] نويسنده را پيش بنشاندند * ز هر در سخنها همى راندند سر نامه كرد آفرين خداى * كجا هست و باشد هميشه بجاى ازويست نيك و بد و هست و نيست * همه بندگانيم و ايزد يكيست هر آن چيز كو ساخت اندر بوش * بران است چرخ روان را روش خداوند كيوان و خورشيد و ماه * و زو آفرين بر منوچهر شاه [ برزم اندرون زهر ترياك سوز * ببزم اندرون ماه گيتى فروز ] [ گراينده گرز و گشاينده شهر * ز شادى بهر كس رساننده بهر ] [ كشنده درفش و فريدون بجنگ * كشنده سر افراز جنگى پلنگ ] [ ز باد عمود تو كوه بلند * شود خاك نعل سر افشان سمند ] [ همان از دل پاك و پاكيزه كيش * بآبشخور آرى همى گرگ و ميش ] يكى بندهام من رسيده بجاى * به مردى بشست اندر آورده پاى همى گرد كافور گيرد سرم * چنين كرد خورشيد و ماه افسرم ببستم ميان را يكى بندهوار * ابا جادوان ساختم كارزار [ عنان پيچ و اسپ افگن و گرزدار * چو من كس نديدى بگيتى سوار ] [ بشد آب گردان مازندران * چو من دست بردم بگرز گران ] [ ز من گر نبودى بگيتى نشان * بر آورده گردن ز گردن كشان ] [ چنان اژدها كو ز رود كشف * برون آمد و كرد گيتى چو كف ] [ زمين شهر تا شهر پهناى او * همان كوه تا كوه بالاى او ] [ جهان را ازو بود دل پر هراس * همى داشتندى شب و روز پاس ] [ هوا پاك ديدم ز پرندگان * همان روى گيتى ز درندگان ]